من و آنْ من دیگر🧸

تصمیم بر این شد که با زهرا ها از هفته دیگه درسو به صورت جدی شروع کنیم..دو هفته اولو که کلا پیچوندیم.بهونمونم واسه نخوندن درس نداشتن کتاب و جزوه بود.نصف جیبمونم سر خرید کتاب خالی شد🥲کاش یکمم این استادا مراعات کنن واقعا نفهمن یا خودشونو زدن به نفهمی🤦🏻‍♀️جالب اینه ی کتاب چند صد صفحه‌ای معرفی میکنن که بخریم،جمع جمعش ۹۰ صفحه شو تدریس نمیکنن:/بخدا خودم با چشای خودم میبینم که خیلیا نمیتونن بخرن:(

دیگه به این باورم که نمیشه پولو به راحتی پس انداز کرد،میری بیرون نفس می کشی پول از جیبت میره:/امیدوارم بلاهایی که سرمون میادو خدا بی جواب نذاره:))

-منم منتظر اون چندرغازیم که قراره از آموزشگاه بهم بدن🥲

+ تاريخ چهارشنبه ۴ آبان ۱۴۰۱ساعت 11:45 نويسنده Eli |