من و آنْ من دیگر🧸

اصلا هیچکدوممون باورمون نشده از رفتنش،کسی نمیخواد باور کنه که دیگ نیست.جیغ و گریه هاشون هنوز تو گوشمه..

پریشب طرفای ۸ و نیم اینا،داشتیم میگفتیم و میخندیدیم یهو زنگ زدن گفتن تصادف شده..جوون بود،۳۴ سالش بود.انگار همین دیروز بود ک واس عروسیش ذوق داشتیم.از زنش نگم براتون چه حالی شده بود،تو شهرمون غریب بود،غریب تر شد:(چطوری از این شهر می‌ره نمی‌دونم.خدا صبر بده  به همشون.

+ تاريخ پنجشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۰ساعت 12:20 نويسنده Eli |

امروز:|من:|صابونو:|گاز زدم:|خیلی:|خوشمزه:|بود:|||||||||

البته که قورت ندادم:|

+ تاريخ جمعه ۲۱ آبان ۱۴۰۰ساعت 17:40 نويسنده Eli |

ینی خنگ تر و حواس پرت تر از من نیست.ی هفته بود رو ی آهنگ فرانسوی قفلی زده بودم بعدن فهمیدم عربیه:/

+ تاريخ پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۰ساعت 11:53 نويسنده Eli |

یعنی از بدترین لحظه ها تو یادگیری زبان انگلیسی اونجاست که ی کلمه رو تو دیکشنری میزنی معنیشو بفهمی ولی میبینی معنی فارسیشم نمیفهمی😐😂

-البته شما لغتو انگلیسی به انگلیسی یاد بگیرین مثل من نباشین،این ی مورد داستان داشت😂😂

+ تاريخ چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۴۰۰ساعت 14:33 نويسنده Eli |

-ببینم میتونم کالیمبا بِخَرونَم🥴پولشو دارما اجازشو نه😂.

+ تاريخ دوشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۰ساعت 20:35 نويسنده Eli |

اگه بخوام تو خونه درس بخونم باید پاهامو با طناب به صندلی ببندم که از جام پا نشم..دیگه خیلی از درس فاصله گرفته بودم،با مامانم که حرف میزدم گفتم کاش بتونم برم کتابخونه،چیزی نگفت،منم اصراری نمیکردم.خودش با بابا دربارش حرف زده بود و اونم به طور غیر منتظره که اصلا انتظارشو نداشتیم قبول کرده،هدیه بیشتر دلش میخواست بیایم کتابخونه درس بخونیم با دوستش قرار اینا گذاشتن که بریم..خیلی واسم مفید شد.

چون اولین بارمونه از ساعت ۸ میایم تا ساعت ۱.۵ میریم خونه،رفته رفته بعدازظهرارم بهش اضافه میکنیم.

ساعت یک امتحان دارم از اون امتحان سختا با استاد سختگیرا😣

+ تاريخ دوشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۰ساعت 12:25 نويسنده Eli |

داشتم دفتر تمرین ریاضیمو نگاه میکردم،بغضم ترکید،چقد دلتنگ اون روزام،چقد گله می‌کردم از مدرسه،فکر نمیکردم انقد دلم تنگ شه.

حاضرم ده سال از عمرمو بدم فقط ی ساعت بیشتر هم نه بشینم رو صندلی مدرسه با اون فرم زشت سرمه‌ای.ی ساعت اون زمانو زندگی کنم.

+ تاريخ یکشنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۰ساعت 22:21 نويسنده Eli

ما، که بد بختیم

که زمان اندکی داریم.برای جوانی و زیبای؛

دنیا!تو می‌توانی بی ما بمانی 

ما بردگان  تولدیم

پروانه‌گانی که هرگز زیبا نبوده‌اند،

مرده در پیله زمان!!!!

#پیر_پائولو_پازولینی

پ.ن:من عاااااشق این متنم:)))

+ تاريخ سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ساعت 16:27 نويسنده Eli |

سنجاق به پست قبل:

همون روز رفتم و موهای نازنیمو کوتاه کردم

همه می‌گفتن پشیمون می‌شی ولی پشیمون نیستم،راحتر شدم،خیلیم قشنگ تر شده.قبلا تا پایین نشیمنگاهم بود الان تا گردنمه:)هنوز صدای وااای گفتن مامانم وقتی آرایشگره بافتمو قیچی کرد،تو گوشمه:(یکمم دعوا کردیم باهم،من خیلی کوتاه تر میخواستم😂

پ.ن:عکسشو گذاشتم توییتر و نوشتم"اصلنم پشیمون نیستم"بین توییتام این بیشترین لایکو داشت😅

+ تاريخ سه شنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۰ساعت 13:25 نويسنده Eli |