|
من و آنْ من دیگر🧸
|
•از گرامر متنفرم:|از استادش بدم میاد😫انتخاب واحد کردنی گفتم عه این خواهر معلم زبانمه پس برشدارم.یکی نبود بهم بگه اخه خنگ! خواهرش چ درسی داد ک خودشم درس بده😑دوتا استاد خانوم دارم ترم بعد هیچ کدومو بر نمیدارم.اصلا راضی نیستم.😐کلا از دانشگاهم راضی نیستم.اگ سال دیگ هم اینطوری پیش بره میشینم دوباره کنکور زبان میدم..نمیمیرم ک😐البته دارم یچیزی میگم واس خودم.بابام نمیزاره چرااا؟چون عقب میمونمو عمرم هدر میره:/عمر من حد کافی تو تجربی هدر شد دیگ چیزی واس از دست دادن نداریَم😊(اینو انقد ب خودم میگم که عبرت بشه واسم،اینک سر خواستم وایسم!امیدوارم دق نکنم)
•امروز یکی از کتابام اومد.هوراااا😐پستچی باهامون دعوا میکرد که آیفونتون خرابه من هر سری نمیتونم انقد علاف بمونم..حق داره:|زبونم مو دراورد ک این زبون بسته رو درست کنین:/همه طبقه ها آیفونشون اوکیه"بیزیمکین باشینا داش دوشوب"حالا اگ مال طبقه دیگ بود پوست سرمونو کنده بودن..واااای چقد حرصم میگیره یادم میفته🤦🏻♀️خودمو به زور نگه داشتم ک فحش ندم..این خرابی مال دو سه روز پیش نیستاا،سه ساله اومدیم این خونه سه ساله ک خرابه😐بّیصّاااااحاب...
•فک نمیکردم یه آیفون انقد اعصابمو بهم بریزه:/سر هیچی حرصم گرفت الان بقیه حرصامم اضافه شدن(حرصم سر چیزای دیگ یادم اومد)چرا اینجوری شدممم😱به قول رها پستم فلفلی شد😂
•-انقد از همه چی خسته شدم که حتی به فامیلِ جدیدِ نزدیک نیاز دارم:|😂