|
من و آنْ من دیگر🧸
|
تاحالا خورشید گرفتگی ندیده بودم..🌞
بعد امتحان بابا گفت امروزو گفته بودن خورشید گرفتگی میشه
عکسای سیتی اسکن هدیه رو برداشتیم،رفتیم بالکن(به جای تلق دیگه مثلا) چهارتامونم عکسارو گرفته بودیم جلو چشامون آسمونو نگاه میکردیم،
نمیدونم یکی مارو میدید چه فکری میکرد😂
چقد قشنگ بود😍
[خدایا عظمتتو شکر💫]

پ.ن:امتحان زیستم دادیم..خیلی آسون بود...رفتم برگه هارو تحویل مراقب بدم.حواسم یجای دیگه بود..سوالارو دادم پاسخ نامه رو داشتم با خودم میبردم:|
مراقب صدام کرد دستشو گرفت طرفم منم فک کردم میگه از ضدعفونی کننده میخواد.الکلو گرفتم طرفش کلی خندید گفت پاسخنامت😅